باورهای اشتباه درباره هدف گذاری؛ چرا بیشتر افراد به اهدافشان نمیرسند؟
باورهای اشتباه درباره هدف گذاری؛ چرا بیشتر افراد به اهدافشان نمیرسند؟
مقدمه
یک صبح پاییزی، سارا با فنجان قهوهاش کنار پنجره نشسته بود و به دفترچهای که روی آن نوشته بود «اهداف سال جدید» خیره شده بود. چند ماه از شروع سال گذشته بود، اما بیشتر هدفهایی که با هیجان نوشته بود هنوز دستنخورده باقی مانده بودند؛ «ورزش منظم»، «یادگیری زبان» و «پسانداز بیشتر».
سارا با خودش فکر میکرد:
«من آدم هدفمندی نیستم.»
اما آیا واقعاً مشکل از اراده بود؟
در حقیقت، بسیاری از افراد به دلیل باورهای اشتباه درباره هدف گذاری نمیتوانند به اهدافشان برسند، نه به خاطر تنبلی یا بیانگیزگی.
چرا بیشتر افراد در هدف گذاری شکست میخورند؟
سالها پژوهش در حوزه روانشناسی عملکرد نشان داده است که مشکل اصلی، شیوه هدف گذاری است.
بسیاری از افراد تصور میکنند هرچه هدف بزرگتر باشد، احتمال موفقیت بیشتر است؛ اما واقعیت دقیقاً برعکس است.
هدفهای بزرگ الهامبخش هستند، اما اگر مبهم باشند، مغز آنها را به عنوان کاری پرهزینه و نامشخص تشخیص میدهد و انجامشان را به تعویق میاندازد.
به همین دلیل جملهای مانند:
«باید ورزش کنم.»
ممکن است ماهها فقط روی کاغذ باقی بماند.
اولین باور اشتباه درباره هدف گذاری
سارا نیز همین اشتباه را انجام داده بود.
او هدفهای بزرگی نوشته بود، اما هیچ مسیر مشخصی برای رسیدن به آنها نداشت.
چند هفته بعد، در یک کارگاه توسعه فردی، مربی از او پرسید:
«اولین اقدامی که کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد چیست؟»
همین سؤال ساده نگاه سارا را تغییر داد.
به جای ثبتنام در باشگاه و خرید تجهیزات، فقط نوشت:
«امشب ۱۰ دقیقه پیادهروی میکنم.»
مغز انسان چگونه با هدف های کوچک همکاری میکند؟
تحقیقات رفتارشناسی نشان میدهد اقدامهای کوچک مقاومت ذهنی را کاهش میدهند.
هر موفقیت کوچک، مدارهای پاداش مغز را فعال میکند و احتمال تکرار رفتار را افزایش میدهد.
به همین دلیل است که هدفهای کوچک، برخلاف تصور بسیاری از افراد، معمولاً نتایج بزرگتری ایجاد میکنند.
تفاوت هدف نتیجه و هدف فرایند
یکی دیگر از باورهای اشتباه درباره هدف گذاری این است که افراد فقط نتیجه را مینویسند.
مثلاً:
- ۱۰ کیلو کاهش وزن
- درآمد بیشتر
- یادگیری زبان
اینها هدف نتیجه هستند.
اما متخصصان توصیه میکنند در کنار آنها، هدف فرایندی نیز تعریف شود.
مثلاً:
- چهار روز در هفته ۲۰ دقیقه پیادهروی
- روزی ۳۰ دقیقه مطالعه
- هر هفته دو جلسه تمرین
هدفهای فرایندی کاملاً در کنترل شما هستند و همین موضوع احتمال موفقیت را افزایش میدهد.
چرا هدف های فرایندی موفقتر هستند؟
مطالعات روانشناسی انگیزش نشان میدهد افرادی که بر فرایند تمرکز میکنند، رفتارهای پایدارتر و انگیزه بیشتری دارند.
دلیل آن ساده است.
آنها هر روز احساس موفقیت میکنند، نه فقط زمانی که به نتیجه نهایی برسند.
سه ویژگی یک هدف گذاری صحیح
اگر میخواهید احتمال رسیدن به هدفتان افزایش پیدا کند، هدف شما باید این سه ویژگی را داشته باشد:
- واضح و شفاف باشد.
- به اقدامهای کوچک تقسیم شود.
- بر رفتارهای قابل کنترل تمرکز کند.
وقتی این سه اصل رعایت شوند، هدف از یک آرزو به یک برنامه عملی تبدیل میشود.
جمعبندی
داستان سارا، داستان بسیاری از ماست.
ما اغلب تصور میکنیم مشکل از شخصیت یا اراده ماست، در حالی که مسئله اصلی، نحوه هدف گذاری است.
هدف قرار نیست فقط ما را به یک مقصد برساند؛ هدف باید رفتارهای روزانه ما را تغییر دهد.
شاید بهترین سؤالی که هر روز باید از خودمان بپرسیم این باشد:
«امروز قدم بعدی چیست؟»
هدف گذاری چیست؟
هدف گذاری فرآیند مشخص کردن مقصد و طراحی اقدامهایی است که شما را به نتیجه دلخواه میرساند.
چرا بیشتر افراد به اهداف خود نمیرسند؟
زیرا اهدافشان مبهم، بزرگ و بدون برنامه عملی است و بیشتر روی نتیجه تمرکز میکنند تا فرایند.
تفاوت هدف نتیجه و هدف فرایند چیست؟
هدف نتیجه مقصد نهایی است، اما هدف فرایند رفتارهایی است که هر روز انجام میدهید و مستقیماً در کنترل شما قرار دارد.
بهترین روش هدف گذاری چیست؟
هدفی انتخاب کنید که واضح، قابل اندازهگیری، قابل اجرا و مبتنی بر اقدامهای کوچک و روزانه باشد.